تبليغاتX
خبرهای گمشده
بالاخره میر حسین هم آمد تا تکلیف این مردم بدبخت بیشتر روشن شود!!!  امیدوارم استراژی که اصلاح طلبان در پیش گرفته اند هدفش همان سر در گم کردن قوم اصول گرا (البته در اصول زندان و شکنجه و دروغ و تهمت و پالیز دار وسردار زارعی و کردان و همدان و زنجان و آستان قدس و شکر و گرین کارت و...بسه )باشد تا کمتر مورد هجمه و یا ترور! قرار بگیرند.

اما بیش از همه این در بار بار بر دوش مردم است تا نگذارند نا مردمان باز بر همه چیزشان دست بیاندازند. به هر حال قبول کنیم که دوران خاتمی فضا آماده تر بود و این بار نیز تنها باید به این امید بست که با آمدن کسی که به پیچ و خم این مملکت تا حدودی آشنا باشد( تا حدودی چرا که بنیان اینان هنوز معلوم نیست چه برسد به این ۳۰ سال که فقط کد خدا معلومه که آن هم بد پیچ و خمی دارد!!!) بتوان فضایی آماده ساخت تا بتوان قوانینی را اعم از قانون اساسی و غیره که دیکتاتوری را در ورای کلماتی مخدوش مشروعیت می بخشد تغییر داد و مردم مستقیم کسی را انتخاب کنند که می خواهند و آن شخص هم قابلیتهای اداره کردن یک مملکت را داشته باشد.

پس شما را به خدا بییایید و به مانند قبل در لحظات آخر پشیمان نشوید...از میان میر حسین و خاتمی یکی خواهد ماند. میر حسین در این چند سال به علت اختلافاتی که در زمان نخست وزیری با آقای خامنه ای داشت خانه نشین شده بود. اختلافاتی که آقای خمینی از میر حسین حمایت می کرد....

و حق هم داشت...حالا ترس وجود آقایان را گرفته...چرا که کسی آمده که جیک و پیک آنها را میداند ...و شاید همین عوامل باعث فشار کمتر گردد... وابته میر حسین نشان داد که با آن جنگ خانمان سوز مدیر ی لایق است... اما مردم باید به گونه ای بگویند که چه می خواهیم و این سیستم رای گرچه هزاران مشکل دارد اما این تنها انتخاب محدود ما است. پس می مانیم برای تغییراتی اساسی چرا که خیلی چیز ها باید برود...اما باید از جایی شروع کرد... همراه شو عزیز... همراه شو...

+ نوشته شده توسط مهرداد در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 |
بالاخره داره این کابوس ۴ ساله که از خوابهای گاه و بیگاه بد قبلی بدتر بود تمام می شه...

یه موجود که کیف می کنه در جواب یک رییس جمهور اروپایی گفته: نچ!

یه پدیده که تازه فهمیده لایحه بودجه کسری داره...

یه چیزی که مملکت را در این ۴ سال به اندازه ۴۰ سال و حتی بیشتر عقب برد...

یه...بگم چی؟ بگم یه چی؟؟؟....

بلند شیم... خمیازه هم دیگه نکشیم که اینبار اگه خوابمون برد تو همون خواب اینقدر هول می کنیم تا جون بدیم...موقع راه افتادن هم حواسمون جمع باشه... اخه پس از ۴ سال خواب یه دفعه نباید دوید...

فقط باید حواسمون جمع باشه که خوابمون نبره...یا بهتر بگم در خواب غرقمون نکنن...به فردای خود و فرزندانتون فکر کنید...ایران از ان توست ایرانی............شرفت...غیرتت را به رخ بکش...بیدارشو...بیدار شو........

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه ششم اسفند 1387 |

جناب آقای کروبی که برای آمدنش به صحنه انتخابات !! از آقای خامنه ای اجازه گرفتند با لحن شیرین خود فرمودند :  که من کاری ندارم به کار کسی    گر حتی متهم شوم به بی کسی!!

آقا جان جان مادرت ول کن...همینجوری قاطبه ملت مانده اند که بالاخره فرشته نجات بال خود را تکان می دهد از برای نشستن بر دوش خسته اشان یانه؟ تو این بازار مکاره که همه نامردمان جهد کرده اند که  نتیجه انتخابات به نفعشان تمام شود حتی بدون حضور مردم آمدن شما که یحتمل مبلغ ۵۰ هزار تومان ماهیانه را هم افزایش می دهید( چرا که تورم از ۳۵ در صد طبق آمار خودشان گذشته) و فقط رای خراب میکنی یعنی چه؟...تو این وا نفسای عدم حرمت رای که متولی هم حرمت امامزاده را نگه نمی دارد جان هدیه تهرانی ول کن بگذار به بدبختیمان برسیم...

+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 |
۱۶ آِذر سال گذشته تا امسال ظاهرا" یک کمی فرق داشت...چون امسال آنقدر صدا آمد که در پشت دیوار غزه یا اعتراض دانشجویان بنگلادش!! خفه نشود...دانشجویان چه دیده اند که با تمام وجود فریاد می زدند: مرگ بر دیکتاتور ؟؟...پس از این همه خون که برای آزادی و سربلندی این مملکت به زمین ریخته شد...ببینید چه کرده اید که دوباره فریاد مرگ بر دیکتاتور در فضای دانشگاه طنین انداز می شود؟ ای کاش کمی تاریخ می خواندید ... آنها که آمدند و رفتند...

این عکسها را هم مقایسه کنید...

 

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 |
بعد از چندین ماه آمدم که بگویم هنوز نفسی هست گرچه در قفسی....

آقایان هنوز می تازند...وشیرینی شکر بر کام دارند! و عروسک خیمه شب بازیشان گاهی نخهایش در هم می پیچدو خود ادا در می آورد...

مانند این است که قسم خورده اند در این مملکت خشت بر روی خشت نماند و دارند پیش می برند عهد خود را... در زمانی که مردم سر در گریبان خویشند جز این نخواهد بود که ستمکاران شلاق جهل و فریب فرود آرند بر تنهای خسته...و حبس کنند ازادی را در چهار گوشه نیرنگ و داد زنند که مردم ما در آزادی کامل به سر می برند...

تف باد بر این ریاکاری....

+ نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه هفتم مهر 1387 |

آنان که کمی قدیمی تر هستند هنوز سخنان آقای توسلی را قبل از اذان ظهر به خاطر دارند که در خصوص احکام صحبت می نمود.
خارج از مسایل سیاسی به نظر نمی امد که به مانند سایر آقایان حاضر مشکلی داشت.ایشان گنجینه هزاران اسرار بود که کافی بود عیان کند تا آقایان از آن چهره معصوم و موجه که برای خود ساخته اند به حضیض ذلت برسند.اما اینان کار خود را بلدند.همانگونه که سید احمد خمینی را درست در زمانی که بر علیه اینها واکنش نشان داد به طور نا گهانی و مرموز به ان دنیا فرستادند آقای توسلی را هم با ان که بیان شد سکته کرده اند به دیار باقی فرستادند تا یکی دیگر از کسانی که می داند ریشه آقایان درآب است کمتر شود.....اما خودشان بهتر می دانند که قبل از مرگ آقای توسلی و در روز قبلش چه گذشت.....
جالبتر ان که ناراحتی اقای توسلی از سخنان سخیفی بود که بر علیه نوه اقای خمینی و یا بهتر بگویم بر علیه خود اقای خمینی بیان شده بود. ومتاسفانه نه فرماند هان سپاه و نه رهبری به عنوان ادامه دهنده و حافظ اندیشه های آقای خمینی
هیچ واکنشی نشان ندادند و بعضا" تایید هم نمودند....و بدین ترتیب هم توسلی را از سر راه برداشتند و هم هشداری به سید حسن خمینی دادند که مواظب باش که تو را هم پیش پدرت می فرستیم..برادر آقای نوری را که یادتان هست به ته دره فرستادند...بنده خدا کمرش را خورد کردند که دیگر صدایش در نیایید...قتلهای زنجیره ای.... و هزاران مرگ دیگر که روزی سر باز خواهد کرد.....

+ نوشته شده توسط مهرداد در جمعه دهم اسفند 1386 |
این هم از مزیت های زندگی درایران ودر زیر سایه دولت نهم است که به قدری مشغولت می کنند که دیگر فرصتی نمی ماند برای تارنما!!!
امروز آقای احمدی نژاد به استان فارس رفتند وتا توانستند افتتاح نمودند! البته تمام این پروژه ها را ایشان احتمالا" از زمان شهردار بودنش شروع کرده بوده و هیچ دخلی به دولتهای قبلی ندارد!!ابته اعلام شد که بعضی از این پروژه ها از طریق ویدیو کنفراس افتتاح شده!! که بنده خدا نمی دانم چرا به خودش زحمت سفر می دهد؟! خوب از همان مشهد یا قم یا کشورهای عربی راهش می انداختی(چون این بابا معمولا" همه جاست به جز پایتخت!) در ضمن این سفرها هیچ ربطی به انتخابات مجلس و استفاده از بیت المال ندارد.!!! در ضمن تا نیروگاه هسته ای بوشهر راه بیافتد در مصرف گاز صرفه جویی کنید! چون بعضی از شهر های گاز خیز ایران! گاز ندارند...و گازشان قطع گردیده است..البته می خواهم عامل این نا به سامانی ها را معرفی کنم: این اکبر آقا همسایه ما یک تاکسی فرسوده داشته که بعد از کلی دوندگی و بدبختی( البه اینو میگه واسه تخریب دولت نهم!) یک دو گانه سوز گرفته که آن شب میگفت 4 ساعت ایستاده برای گاز..من فهمیدم که کار از کجا خرابه و این اکبرآقا مانند این کارشناسان اقتصادی می خواهد اقتصاد این مملکت را نابود و مردم را ناراضی کند تا دولت نهم تخریب شود!!! اما نمی داند که آقای احمدی نژاد نمی داند اصلا" کارشناس چی هست؟!! و دولت نهم به پشتوانه به به و چه چه مطلق!!تکان که نمی خورد هیچ تکانت هم می دهد!! پس مواظب باشید ای ایادی استکبار جهانی و ای اکبر آقای راننده تاکسی که جو سازی می کنی و می گویی گرانی هست!! بگو نیست دیگه...

+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه هجدهم دی 1386 |

Salam
Ba tavajoh be nazdik shodan be roze 16 azar emrooz niz dastgiri haye daneshjoyi va faaline azadi khah edame dasht. Baraye motale matne in khabar va joziate an inja ra clik konid.
 
 
LINKBOX:
 
Daryafte Barname:
 
New web proxy:
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 |
هديه دوچرخه و عروسك

‌ منابع خبري و سايت‌هاي متعدد اينترنتي خبري را مـنـتشر كرده‌اند مبني براين‌كه احمدی نژاد در دور دوم سـفـرهـاي اسـتـاني هيات دولت، به كودكان عروسك، دوچرخه، واكمن و اسباب‌بازي‌هاي ديگر هـديـه مـي‌دهـد. ايـن خـبـر توسط مهدي كوچك زاده نـمـايـنـده مـجـلـس هـفـتـم نـيـز تـايـيـد شده‌است.
پس دیگر نگران گذران زندگیتان نباشید. پول نفت را اینجوری برایتان می آورند...

+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 |
احمدی نژاد فاشیست؛ دانشگاه جای تو نیست


ادوارنیوز: دانشگاه تهران از صبح امروز دو شنبه 16 مهرماه صحنه ناآرامی و اعتراضات شدید دانشجویی به دنبال حضور محمود احمدی نژاد رییس جمهوری در این دانشگاه به منظور افتتاح سال تحصیلی جدید بود.

صدها تن از دانشجویان دانشگاه تهران و سایر دانشگاههای شهر تهران با وجود تدابیر شدید امنیتی و انتظامی که از صبح امروز در اطراف دانشگاه تهران اعمال می شود، با ورود به این دانشگاه در اعتراض به حضور احمدی نژاد دست به تجمع اعتراض آمیز زده و شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند.

این تجمع با پرتاب گاز اشک آور از سوی پلیس ضد شورش به داخل دانشگاه تهران به خشونت کشیده شد.

دانشجویان همچنین با نیروهای انتظامات و نیروهای بسیجی که از صبح امروز به دانشگاه تهران آورده شده بودند درگیر شدند.

هجوم دانشجویان داخل دانشگاه به قصد خرد کردن درب 16 آذر دانشگاه تهران و درب خیابان انقلاب این دانشگاه موجب شد نیروهای گارد ضد شورش در اقدامی کم سابقه ، برای متفرق ساختن دانشجویان دور کردن آنها از دربهای خروجی دانشگاه اقدام به پرتاب دو گاز اشک آور به داخل دانشگاه تهران کنند.

شعارهایی همچون مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر استبداد، محمود احمدی نژاد عامل هر فقر و فساد، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، دانشجوی زندانی آزاد باید گردد، حکومت زور نمی خوایم- پلیس مزدور نمی خوایم، نظامی حیا کن دانشگاه رو رها کن ، رییس جمهور فاشیست دانشگاه جای تو نیست، حکومتی فاشیستی نمی خوایم نمی خوایم از جمله شعار های سر داده شده توسط دانشجویان بود

دانشجویان همچنین با در دست داشتن پلاکاردهایی همچون "در کلمبیا آری در تهران نه؟ "و "اینجا هم کلمبیا است! "نسبت به عدم پاسخگویی رییس جمهور به مطالباتشان انتقاد کردند.

دانشجویان سپس به سمت سالن محل برگزاری سخنرانی رییس جمهور حرکت کردند این در حالی بود که رییس جمهور وزیر علوم و سایر میهمانان این مراسم از درب پشتی کتابخانه دانشگاه تهران و دور از چشم دانشجویان خشمگین به دانشگاه تهران وارد شده بودند.

نیروهای بسیجی و انتظامات نیز با تجمع در برابر محل برگزاری سخنرانی احمدی نژاد به رویارویی با دانشجویان پرداختند که این امر موجب درگیری دانشجویان و این افراد شد.

این تجمع در حالی در ساعت 13 پایان یافت که احمدی نژاد از قرار گرفتن در برابر سوالات دانشجویان طفره رفت و اجازه ورود دانشجویان معترض به سالن محل برگزاری مراسم داده نشد.


گزارش خبرنامه امیرکبیر:

نیروهای امنیتی از ساعات اولیه صبح امروز در اطراف، مقابل درب ها و داخل دانشگاه تهران حضور گسترده داشته و کوچکترین تحرکات را با دقت زیر نظر داشتند. مدیریت دانشگاه تهران به منظور کنترل هر چه بهتر فضای این دانشگاه در آستانه حضور رئیس جمهور، از نیروهای حراست و انتظامات دیگر دانشگاه های تهران درخواست کمک کرده بود. نیروهای حراست و انتظامات، محمداسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار، دو نفر از دانشجویان امیرکبیر، را پیش از آغاز مراسم از دانشگاه بیرون انداختند. از صبح نیز افراد ناشناس زیادی در محوطه دانشگاه تهران قدم می زنند و داخل دانشگاه کارت دانشجویی افراد را چک می کنند. ساعت ۹:۳۰ امروز نیز افرادی که ظاهر بسیجی داشتند با اتوبوس به داخل دانشگاه آورده شده و مقابل کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، جایی که تالار علامه امینی، محل سخنرانی احمدی نژاد، در آن قرار دارد، پیاده شدند. در حالی که خبرنگاران ساعتی پیش وارد سالن محل سخنرانی شده بودند، بسیجیان از همان لحظه مقابل کتابخانه مرکزی تجمع کرده بودند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان از دانشگاه های مختلف شهر تهران به منظور شرکت در جلسه سخنرانی احمدی نژاد از صبح امروز به پردیس مرکزی دانشگاه تهران مراجعه کرده بودند. در حالی که بخشی از دانشجویان موفق شدند وارد دانشگاه شوند، بخشی دیگر نیز موفق به ورود به دانشگاه نشدند. انجمن سنتی دانشگاه تهران ابتدا تجمعی را مقابل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ترتیب داده بود. برخی از دانشجویان حاضر در صحن دانشگاه با حضور در این تجمع خواستار شکل گیری تجمع مقابل کتابخانه مرکزی، محل سخنرانی احمدی نژاد، شده اند که این مسئله با مخالفت انجمن سنتی دانشگاه تهران مواجه شد. دانشجویان به صورت خودجوش از مقابل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به سمت کتابخانه مرکزی حرکت کرده و در آن جا تجمع کردند. دانشجویان شعار می دادند «توپ تانک بسیجی، دیگر اثر ندارد»، «حکومت حیا کن دانشگاه رو رها کن»، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، «شکنجه دانشجو، محکوم است محکوم است»، «حکومت زور نمی خوایم، پلیس مزدور نمی خوایم»، «دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد»، «محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد» و… .

تجمع ۵۰۰ نفری دانشجویان در محاصره نیروهای امنیتی و دانشجویان بسیجی قرار داشت. نیروهای امنیتی از طبقه بالای کتابخانه در حال فیلمبرداری از تجمع و درگیری دانشجویان بودند. تعداد معدودی از دانشجویان بسیجی با تجمع مقابل کتابخانه مرکزی، پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آن ها نوشته شده بود: «مرگ بر انگلیس»، «ما بیداریم» و… بسیجی ها شعار می دادند «مرگ بر آمریکا». بسیجی ها همچنین با فرستادن صلوات و سینه زدن شعار «حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست» را سر می دادند. بسیجی ها چندین بار با دانشجویان که قصد ورود به کتابخانه را داشتند به شدت درگیر شدند و آن ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. در این درگیری لباس های چند نفر از دانشجویان پاره شد و دانشجویان جراحاتی برداشتند. چند نفر از دانشجویان بعد از تجمع به بیمارستان مراجعه کردند. اعضای انجمن سنتی دانشگاه تهران سپس تریبون خود را به مقابل کتابخانه مرکزی انتقال دادند و در آن جا اقدام به برگزاری تریبون آزاد کردند. در این تریبون ابتدا انجمن سنتی اقدام به قرائت بیانیه خود به مناسبت آغاز سال تحصیلی نمودند.

یکی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران در این تریبون گفت: «آقای احمدی نژاد که در دانشگاه کلمبیا ادعا کرده در دانشگاه های ما آزادی وجود دارد باید دوستان ما را از زندان آزاد کند. رئیس جمهور باید پاسخگوی این دروغگویی خود باشد. آقای احمدی نژاد شما باید دانشجویان و اساتید ما را بر سر کلاس های درس بازگردانید. اساتید ما به اتهام توهین به مقدسات از دانشگاه اخراج می شوند، آقای احمدی نژاد شما جزء مقدسات نیستید.» یکی دیگر از اعضای انجمن سنتی دانشگاه تهران در این تریبون گفت: «سه دوست پلی تکنیکی در بند ما باید آزاد بشوند. دانشجو نباید در زندان باشد. ما به صورت مسالمت آمیز می خواهیم از رئیس جمهور سوال بپرسیم، ما حق داریم از احمدی نژاد سوال بپرسیم.» اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران در ادامه، سخنانی در تایید جمهوری اسلامی و مسالمت آمیز بودن تجمع ایراد کرد که مورد اعتراض عموم دانشجویان قرار گرفت.

در ادامه مجید شیخ پور، از دانشجویان شکنجه شده دانشگاه امیرکبیر در مدت بازداشت در بند ۲۰۹، طی سخنانی گفت: «من برای دانشجویان دانشگاه تهران متاسفم که با ۳۰ هزار دانشجو نتوانستند یک تریبون آبرومند برگزار کنند. چیزی که به ما داده شده یک بوق است نه سیستم صوتی. شیخ پور همچنین گفت از نظر ما برگزار کنندگان این تریبون(اعضای انجمن سنتی)، خود منتسب حاکمیت هستند و نه نمایندگان دانشجویان.» اعضای انجمن اسلامی سنتی دانشگاه تهران در پاسخ به این اظهارات این دانشجوی دانشگاه امیرکبیر با ضرب و شتم مجید شیخ پور او را پایین کشیدند و میکروفون را از دستش گرفتند. در ادامه تریبون محسن سیدین از اعضای قدیمی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر گفت: «من به نمایندگی از دانشجویان پلی تکنیک می گویم ما علیرغم تمام اختلاف نظرهایی که داریم امروز برای یک هدف اینجا جمع شدیم و آن هم افشاگری علیه دولتی است که خائن به منافع ملی است. احمدی نژاد سال گذشته به پلی تکنیک رفت که در آستانه انتخابات شوراها محبوبیت خودساخته ای را نمایش بگذارد و شوی تبلیغاتی پر کند که دانشجویان امیرکبیر او را مفتضح کردند. من می خواهم وضعیت سه دانشجوی مظلوم پلی تکنیک که الان بیش از ۴ ماه است که به جرم ناکرده در زندان به سر می برند و تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته اند و الان فریادرسی ندارند. مسئولین کشور اعم از سخنگوی قوه قضاییه، رئیس دادگستری فقط در مقابل اجحافی که در حق دانشجویان شده سر تکان دادند و ابراز تاسف کردند ولی هیچ کدام هیچ کاری برای آزادی آن ها انجام ندادند. افراد به اتهام جاسوسی، تجاوز به آب های ایران و… از زندان آزاد شدند و با هدایا به کشور خودشان رفتند. احمدی نژاد باید پاسخ دهد چرا سه دانشجوی امیرکبیر که به خاطر اعتراض و انتقاد به او دارند تاوان می دهند از زندان آزاد نمی شوند؟! آیا گناه آن ها از کسانی که به قول خودتان جاسوس و متجاوزند سنگین تر است؟!» دانشجویان شعار می دادند: «مرگ بر این دولت مردم فریب».

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در ادامه تریبون رشید اسماعیلی، یکی از دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه علامه، طی سخنانی گفت: «دکتر سمتی، دکتر شاهنده، دکتر بشیریه و… هیچ گناهی جز استقلال ندارند. آقای احمدی نژاد گفته از شنیدن نام دموکراسی حالش به هم می خورد، من سوالم این است آیا از شنیدن نام حقوق بشر هم حالش به هم می خورد؟! ما امروز باید حرف ها و نظرات یکدیگر را تحمل کنیم. من از برخوردی که اعضای انجمن سنتی با دوستان ما داشتند، واقعا متاسفم.» دانشجویان تجمع کنندگان شعار می دادند: «دانشجو، دانشجو، اتحاد اتحاد». مجید شیخ پور بار دیگر به بالای تریبون آمد و سخنان قطع شده خود را ادامه داد. شیخ پور گفت: «دفتر تحکیم وحدت دو نوبت به آقای احمدی نژاد نامه نوشته، سوالاتی را مطرح کرده، ولی هیچ یک از عموم دانشجویان را اجازه ندادند به داخل سالن سخنرانی برود و سوالات دانشجویان را مطرح کند. فقط بسیجی های حامی خودشان را با دعوتنامه می برند داخل. در تابستان امسال ۲۱ نفر از جامعه دانشگاهی دستگیر شدند، ۴۳ تشکل دانشجویی لغو مجوز شده است، احمدی نژاد باید پاسخ بدهد وقتی در دانشگاه کلمبیا می گوید دانشگاه های ایران آزاد است، این حرف را بر اساس چه مدارکی و چه دلایلی می زند. احمدی نژاد به پلی تکنیک آمد. دانشجویان پلی تکنیک اجازه ندادند حتی دوربین صداوسیما تصاویر دلخواهش را از آن مراسم بگیرد. ما می خواهیم فقط یک نفر از این جمعیت در سالن حضور پیدا کند و سوالات ما را از رئیس جمهور بپرسد.»

در ادامه این برنامه دانشجویان راهپیمایی به سمت درب ۱۶ آذر انجام دادند و در آن جا تجمع کردند. در پی این حرکت نیروی انتظامی بلافاصله گارد ضد شورش مقابل درب دانشگاه مستقر کرد. سپس دانشجویان مطلع شدند اتومبیل حامل احمدی نژاد در حال خروج از دانشگاه است. دانشجویان به سرعت به سمت سردر اصلی دانشگاه تهران حرکت کردند. در حالی که دانشجویان مقابل سردر اصلی تجمع کرده بودند، گفته شد اتومبیل های حامل تیم همراه رئیس جمهور تغییر مسیر داده و از درب دیگری از دانشگاه خارج شد. نیروی انتظامی در انتها با استفاده از اسپری فلفل و گاز اشک آور سعی کرد دانشجویان را متفرق کند.

+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه هفدهم مهر 1386 |

یک شهروند صومعه سرایی ظهر امروز در اعتراض به سهمیه بندی بنزین با حضور در وزارت کشور و بعد از اینکه به او اجازه دیدار با وزیر کشور داده نشد، به طور کامل لباس های خود را از تن خارج کرد.

به گزارش عصر ایران، این شهروند صومعه سرایی که برای درمان همسرش به تهران آمده بود به هنگام بازگشت به شهرش متوجه شده بود که بنزین ندارد و از این رو به وزارت کشور مراجعه کرد تا با وزیر کشور دیدار کند و از او بنزین بگیرد که با مخالفت مامورین حراست وزارت کشور مواجه شد.

براساس این خبر او بعد از جلوگیری ماموران از ورورد وی به دفتر وزارتی ، مرد معترض، لباس های خود را از تن درآورد و کاملا برهنه شد.
این مرد در حالی که در مقابل گیت ورودی وزارت کشور ایستاده بود ،فریاد می زد و از وزیر کشور بنزین می خواست.
وی بلافاصله توسط مأموران بازداشت شد.
(اگر تا چند وقت دیگه دیدید ایران شد جزیره لختیها تعجب نکنید!)

+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه دهم مهر 1386 |
ما با آژانس انرژی هسته ای به توافق رسیدیم. این توافق آن توافقی نیست که اگر همان ابتدا به آن دست پیدا کرده بودیم ۲ قطعنامه سازمان امنیت صادر نمی شد!!! بلکه این یک چیز دیگری است که استکبار جهانی را با شکستی بس عظیم!! مواجه می کند! در ضمن آقای احمدی نژاد فرموده اند آمریکا این یکی را که زاییده است بزرگ کند تا بعد نوبت به ایران برسد! ( اشاره به عراق) و ظاهرا" در این زاییدن انگلیس هیچ نقشی نداشته است.
حالا ببینید آن بخت برگشته ای که بخواهد این سخنان را به زبان دیگری ترجمه کند: احتمال" به گفته احمدی نژاد یکی از سربازان زن آمریکایی( چون قاعدتا" مردها زایش نمی کنند!) در عراق بچه ای زاییده است که رییس جمهور اسلامی ایران خواهان آن است که این بچه به خوبی بزرگ شود و وقتی بزرگ شد به ایران حمله کنند.! آقای احمدی نژاد در مورد سن بزرگ شدن این بچه چیزی نگفت ولی احتمالا" باید بعد از زبان باز کردن وی باشد!!
+ نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 |

من اعتراف می کنم

من اعتراف می کنم
فقط لازم است یک حسینی یا هاشمی در اتاق بازحویی باشد
و من در اتاق در بسته ای گرفتار شده باشم
تا من اعتراف کنم

من اعتراف می کنم که سه سال و دو ماه و دوازده روز قبل
برخلاف قانون خندیدم
و اعتراف می کنم که هر وقت تلویزیون یک وزیر را نشان می دهد
عصبانی می شوم
من اعتراف می کنم که برخلاف قوانین زن بودم
و اعتراف می کنم که برخلاف قوانین گاهی از مغزم استفاده کردم
من اعتراف می کنم که گاو نبودم
و نمی خواستم مثل گاو زندگی کنم
و بخاطر همین انحرافات از بازجو می خواهم مرا ببخشد

من اعتراف می کنم که در روزهای جوانی
به جای اینکه پنج بار فیلم های هندی را ببینم
یک بار تاریخ فلسفه یونان را خواندم

من اعتراف می کنم که گاهی خوشحال می شوم
و امیدوارم قاضی از این گناه من درگذرد.
من اعتراف می کنم که از دیدن مردی که دوستش دارم
چشمانم برق می زند
و امیدوارم خدا مرا ببخشد

من اعتراف می کنم که به جای رفتن به دیسنی لند به دانشگاه مریلند رفتم
و به جای رفتن به دیسکو به یونسکو رفتم
و امیدوارم بازجو از این گناهان من درگذرد

من اعتراف می کنم که عطر بوی خوبی می دهد
و بچه ها کوچک هستند
و پیرمردها بالاخره یک روز می میرند
من به همه این اندیشه های انحرافی اعتقاد داشتم و به آن اعتراف می کنم

من اعتراف می کنم که زمین گرد است،
حتی اگر قاضی شک کند که پس چرا نمی افتیم؟
من اعتراف می کنم که خارجی ها آدم هستند
و دو تا چشم دارند
و با دماغ شان بو می کشند
و با قلب شان عاشق می شوند
و با دست شان دست می دهند.

من اعتراف می کنم
با شرم بسیار اعتراف می کنم
که چندین بار از چراغ قرمز میدان انقلاب رد شدم
تا به خیابان آزادی برسم

من اعتراف می کنم که از همه درهای بسته می ترسم
و اعتراف می کنم که وقتی چشمانم را با چشم بند می بندند
بدنم می لرزد
و به هر چیزی که آنها بخواهند اعتراف می کنم

خدا مرا ببخشد
و قاضی بخشش خدا را بپذیرد

ابراهیم نبوی
28 تیر 1386
فیلتر شکن

+ نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه یکم مرداد 1386 |

باز هم دست و دلبازی رژیم و بخشیدن از کیسه مردم:
حکوت اسلامی یک فروند هواپیمای ایرباس 300 به کشور عراق هدیه کرد!
این هواپیما دیروز در فرودگاه بغداد به زمین نشست و سخنگوی دولت عراق الدباغ از ایران تشکر کرد. این در حالی است که طی چند روز اخیرپروازهای داخلی شدیدا" دچار مشکل شده است و سانحه اخیر که به علت آتش گرفتن موتور هواپیمای مسیر اصفهان به تهران رخ داد می رفت که جان صدها انسان را بگیرد.
کشور عراق هنوز میلیاردها دلار بابت غرامت جنگ به ایران بدهکار است. بر اساس کدام مبنای حقوقی و عرف اینچنین حق مردم ایران را به دیگران میدهید؟!! مردم باید در بنزین صرفه جویی کنند ؟یا قبضهای آب و برق و گاز و تلفنی که مدام گران می شود و نیمی از د رآمد مردم را می بلعد
پرداخت کنند؟ که شما بروید یک میلیارد دلار هزینه خرید نظامی سوریه را پرداخت کنید یا به حماس و حزب الله بخشش فرمایید؟
شما ایرانی نیستید.شما مامورید که این مملکت را به خاک سیاه بنشانید.شما به نام دین نه نامی از دین باقی گذاشتید نه از ایران. این که نام ایران بر سر زبان باشد نه از سر افتخار است. برای این است که هر جا فتنه ای است نام حکومت ایران در کنارش است ومردم ایران هم چوبش را می خورند. این در برخورد با مسافرین ایرانی خارج از کشور کاملا" مشهود است.

شما دروغگو هستید.ریا کارید.هدفتان نابودی یک کشور و ملت آن است.از آنجا که فریاد رسی هم نیست هر چه می خواهید می کنید. پروردگار خود به داد این مردم برسد گرچه این وعده الهی است که تا ملتی خود نخواهد سرنوشتش را تغییر دهد گشایشی نخواهد بود... 

+ نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 |
نمی دانم چرا ما ایرانیها عادت کردیم برای این که ثابت کنیم حرف طرف مقابل اشتباه است از هیچ روشی دریغ نکنیم.!( حالا این وسط کار نداریم حرف خودمان درست است یا نه فقط کافیست پوز طرف مقابل زده شود!)در این رابطه میتوان طرف را متحجر.وطن فروش. جاسوس.ضد ولایت!و...نامید واگر لازم شد با حرکت فیزیکی نیز نسبت به ارشاد وی اقدام  کرد.گفتیم ارشاد یادمان افتاد به آقای مهاجرانی که حتما" تا الان انگشتهای دستش خوب شده است!عجب گفتمنانی داشت این آقای نقدی!
بعضی مواقع هم برای نشان دادن موضع چنان بحث را می پیچانیم که در آخر نه شنونده می فهمد چه شد نه خودمان!
مثال بارز آن بحث جدایی دین از سیاست است که سالهاست نقل محافل مخالف و موافق است.البته زور دست مخالفان جدایی است و موافقان هم در داخل کشور یا جاسوس می شوند! یا در منزلشان آلات لهو و لعب می یابند! یا به حسابشان از طرف آمریکای جنایتکار! دلار واریز می شود!
بابا این که سخت نیست.هزاران نماد آماده در ایم مملکت است که خیلی ساده برای اثبات حرف حق می توان استفاده نمود.
نمونه بارز آن: در ملاقاتهای داخلی رهبری اسلامی مدعوین و حکومتیان معمولا" روی زمین می نشینند و سادگی! در دستور کار است چرا که دین ایجاب می کند!!
اما در ملاقاتهای خارجی که بنده خدایی از آنگولا .مالی و...( چون معمولا" بیشتر از اینجاها میهمان داریم!)تشریف بیاورد بر روی مبل جلوس می نماید و کلاس حفظ می شود چرا که سیاست ایجاب مینماید!!
دیدید؟! تمام شد.از همان بالا مهر تایید زدند بر جدایی دین از سیاست!این یک نمونه بود. هزاران گواه دیگر هم برای مسایل دیگر است که می توان به سادگی بیان نمود  و آنقدر بدیهی است که طرف مقابل هنگامی که روز است بخواهد ثابت کند شب است!(البته شاید با خلط مبحث و چند حکم و فتوا ..)
البته ما این را گفتیم اما قضیه به این سادگیها هم نیست!این یکی از دمهای آقا خروسه بود... اما خانم مرغ آقایون یک پا دارد!!پس همچین خوشبین هم نباشید...!
+ نوشته شده توسط مهرداد در جمعه هشتم تیر 1386 |
باز هم دولت احمدی نژاد مردم را سورپریز کرد و ناگهان خبر سهمیه بندی بنزین را که دیگر میرفت به جوک تبدیل شود را اعلام نمود. آنهایی که امشب میزگرد خبر ۲۲:۳۰ را دیدند متوجه شدند که این مملکت روی هوا است! باهنر از مجلس و هامانه وزیر نفت ثابت کردند  آنهایی که این مملکت را در اختیار دارند بیشتر به گاوهایی می مانند که خود را آدم پنداشته اند.!
و دردناک تر آنکه مردم برای چند لیتر بنزین بدون سهمیه به جایگاه های بنزین هجوم آوردند!
تا کی مردم باید تاوان این قوم را بپردازند؟ در این که نرخ بنزین باید بیش از این باشد یا نه بحثی نیست اما چرا مردم را در بلا تکلیفی می گذارند.؟ آن بنده خدایی که با موتورش مسافر کشی می کند با یک لیتر بنزین در روز چه کند؟یک مسافرت خواستیم برویم خیلی هنر کنیم و با ماشینهای ساخت خودتان ۴۰۰ لیتر بنزین را مدیریت کنیم! بعد چه خاکی به سرمان بریزیم؟
عجب مملکتی است اینجا!!! به جای آویزان شدن به روسیه برای تکمیل فسیل نیروگاه بوشهر و این همه گرد و خاک کردن بحث انرژی هسته ای! چند پالا یشگاه بسازید!
ما را باش که به چه کسانی تو صیه می کنیم!یارو داشته خوابیده آب میخورده .بهش میگن اینجوری آب نخور عقلت کم میشه. یارو میگه عقل چیه؟! بهش میگن هیچی ! بخور...!!
+ نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه ششم تیر 1386 |
سوریه تعداد ۵ فروند هواپیمای جنگنده  پیشرفته از روسیه خریداری کرده است که پول آن را جمهوری اسلامی پرداخت نموده است!! خوب مال پدرشان است ...به من چه... به تو چه..سالیانه در آمد این مملکت چه میزان است؟! کافیست فقط مبالغی را که خلق الله به قصد نذر و دور کردن بلا!! می پردازند را اعلام کنند تا ببینید که در این مملکت چه خبر است...
+ نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 |
دنیا به کام آقایان است! چنان زندگی را تنگ گرفته اند که یادت برود یک دنیای دیگری هم داری که نام مجازی!! بر آن نهاده اند.مردم چنان سر در گریبانند که نه تلنگری و نه پتکی وجدانشان را بیدار نخواهد نمود.
و این وعده پروردگار است که تا ملتی خود نخواهد سرنوشتش را تغییر دهد دست پروردگار خود چاره نخواهد کرد...
به نام دین هر آن چه را خواستند بر سر مردم آوردند و هنوز نیز خوب بازاری است برای این تاجران دین!
حلال می کنند حرام می کنند به بهشت می فرستند جهنم را نشانت می دهند جاسوست می کنند و خلاصه عجب جمعه بازاری است...
ایران دارد به باد میرود مردم فنا می گردند کودکانمان به چه امیدی زندگی کنند؟! همه چیزمان را گرفته اند. اساس این حکومت بر پایه بحران آفرینی است تا بتوانند هر صدایی را خفه کنند.پس تا اینان هستند هیچگاه روی آرامش را نخواهیم دید... ای ایرانی کاری کن...
+ نوشته شده توسط مهرداد در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 |
زمانی حتی نام بردن از رابطه با آمریکا پیگرد قضایی داشت!! اما حالا آقایانی که تا اسم رابطه با امریکا می آمد کفن پوش به خیابانها می ریختند تنها راه و برگ برنده خود برای بقا را در گرو رابطه می بینند .
اما زمانی که کلینتون حتی آمادگی داشت که در سازمان ملل دست در دست خاتمی بگذارد کجا و حالا که به نوعی از سر خفت و عدم قدرت در حل مسایل داخلی و برگشت کمی هم شده از آبروی رفته اعلام آمادگی میشود.
جالب اینجاست که مسایل بسیاری بین ایران و امریکا باید حل شود اما آقایان برای مسایل عراق حاضر به مذاکره شده اند! گرچه به قول آقای لاریجانی ک۰ همواره جملات قصار و بدیعی ارایه می نمایند(یادمان باشد یک فرهنگنامه مختص ایشان تهیه کنیم!!) این یک رقص سیاسی!! است اما خدا کند شیطان بزرگ!! شود سبب خیر...گرچه مشکلات این مملکت فراتر از اینهاست اما ستون تا ستون فرجه...!

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 |



























+ نوشته شده توسط مهرداد در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 |